پسرمون ماهانپسرمون ماهان، تا این لحظه: 9 سال و 3 ماه و 18 روز سن داره
مامان ملیحهمامان ملیحه، تا این لحظه: 38 سال و 6 ماه و 19 روز سن داره
باباوحیدباباوحید، تا این لحظه: 39 سال و 4 ماه و 15 روز سن داره

دلنوشته های مامان ملیحه

آشوبم

پسر بریچی قدامی مون :)

بعد از تعیین جنسیت دیگه سونوگرافی نرفته بودیم تا همین هفته اول خرداد که برای بررسی وضعیت رشد پسرمون دستورشو خانم دکتردیانت واسم نوشت . که به خواست باباوحید ازسونوگرافی دکترخسروی نوبت گرفتیم. بعد کلی انتظار بالاخره نوبتمون شد و من همون اول گفتم اقا دکترمنیتورو به سمت من بزارید من هیچ وقت ندیدم نی نی رو اقای دکتر همون اول کار مجددا تاکید کردن نی نی پسر :دی وزن گل پسرمون تقریبا  2 کیلو تا الان    اما با معیارهای مختلف تخصصی هفته های مختلفی به ماگفت که مااخرش نفهمیدیم چیشد دقیقا! اما نکته مهم و جالب این سونو این بود که پسرمون هنوز نچرخیده و بریچ هستش و این ذهن منو درگیرکرده که ایا از بریچی درمیاد یا نه ...
4 خرداد 1396

خرید فرش برای اتاق پسرمون

اصولا پروسه تهیه سیسمونی به نظرم هم شیرینه هم یکم انرژی بر ، چون مامان ها توانایی چرخیدن ندارن بعد ازنصب پرده و چیدمان کمد اتاق پسرما یه فرش کم داشت تا حسابی خوش رنگ و اب بشه این شد که خیلی سریع به فکر فرش افتادیم و نهایتا از مغازه شونهر توی زنبیل آباد یک فرش آبی خریدیم. بعد از پهن کردن فرش دیگه اتاق پسرما یه آرامش خاصی با رنگ های آبی مختلف پیدا کرده بود ...
20 ارديبهشت 1396

نصب پرده اتاق پسرمون

سلام سلام صدتا سلام پسرم بعد ازاومدن کمد و چیدنش تو اتاق ، اتاقت یه پرده خوشکل کم داشت با یه فرش که پرده اتاق رو روز 11 اردیبهشت همزمان با تولد حضرت ابولفضل از بازار سفارش دادیم که زحمت نصب ایناشو باباوحید تنهایی کشید خیلی هم اذیت شد اینم عکسشه همون روز از بی بی سنتر تو خیابون کلهری یه روتختی خریدیم که اونم برای خودش پروسه ای بود اون آویزهای بالای تختت رو از نی نی لای لای تو خیابون بوعلی خریدیم خیلی بامزه اند هردومون دوستش داریم ماهان جونم کی میشه صحیح و سالم بیای رو این تخت بخوابونیمت برات روشن کنیم تو ذوق کنی ما هم عشق کنیم ...
11 ارديبهشت 1396

نصب کمد

بالاخره روز 5 اردیبهشت مصادف با مبعث پیامبر برای نصب کمد اومدن. اتاقت با این رنگ خیلی ارامش بخش شد:) تو فرآیند نصب باباوحید یه سوتی ای داد که اینجانمیشه گفت! ولی امید داریم که حل بشه اینم اولین عکس بعد ازنصب کمد و تخت هستش، مبارکت باشه عزیزم:) ...
9 ارديبهشت 1396

امیرحسین و اسباب بازی های پسرمون

معمولا اخرهفته ها بعضی وقتا خاله سمیه میومد خونمون هم من تنها نباشم( باباسرکاربود پنج شنبه ها )هم کمکی کرده باشه به من هربار هم امیرحسین وسایل سیسمونی تو میورد وسط با یه ذوقی بازی میکرد یکی از اون دفعات بازی با قطارت بود که هیچ رقمه راضی نمیشد کنار بزارمش اینم فیلم بازی با قطارته که بابا وحید برای امیرحسین وصلش کرده اونم کلی کیف کرد بازی امیرحسین باقطارماهان ...
27 فروردين 1396

درآستانه روز پدر

فردا روز مرد هست و برای من و بابا وحید امسال روز مرد متفاوت هست چون دیگه مرد مهربون من داره پدرمیشه و زمان کمی مونده تا شما گل پسرمون رو تو بغلش بگیره بگه چطوری بابایی خوشحالم که خدا این نعمت پدرشدن رو از بابا وحید دریغ نکرده و آرزویم این است که فرزند فوق العاده ای برای باباوحید بشی همونجور که اون همسر بی نظیر برای من و پدربسیارمهربون برای تو هست  نمیدونم چه حرکتی برای خوشحالی بابا انجام بدم چه هدیه ای بگیرم مخصوصا که فرصت سوپرایز ندارم چون من و بابایی  باهم میریم سرکار وبرمیگردیم غافلگیرکردن یکم کارسختیه البته با همین شرایط من و باباوحید همیشه برای خوشحال کردن همدیگه راه حلی برای سوپرایز و غافلگیری پیداکردیم ولی الان ی...
21 فروردين 1396

کلاس بارداری

دیروز یکشنبه اولین جلسه کلاس بارداری بود که ازطرف مرکز بهداشت  پایگاه خرم ثبت نام کرده بودم . بلوارامین -مرکز رویش - خانم رشیدی جلسه اول که خیلی خوب بود من به همراه هشت تا مامان دیگه درکلاس حضور داشتیم با یه مربی شوخ و باحوصله خانم رشیدی که در مورد بهداشت فردی و پوزیشن های نشستن ایستادن و خوابیدن برامون صحبت کرد و من خیلی دوست داشتم مباحث و فضای کلاس رو شب که رسیدم خونه همه رو تندتند برای بابا وحید تعریف کردم اونم از اینهمه انرژی خندش گرفته بود البته توزمانی که من کلاس بودم باباوحید یه عالمه ماهی پاک کرده بود که کلافش کرده بود ...
21 فروردين 1396